محمد تقي جعفري
20
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و زمامدارى امير المؤمنين عليه السلام اثرى ديده نمىشود . چنان كه در مباحث مجلد دوم ملاحظه نموديم ، بيعت با امير المؤمنين عليه السلام در حدّ اعلاى آزادى و اختيارى كه تاريخ جز در بارهء بيعت با خود پيامبر نشان نمىدهد ، صورت گرفته است . حتى يك روايت ضعيف هم وجود ندارد كه اثبات كند امير المؤمنين فرد يا گروهى را به بيعت با خويشتن مجبور كرده باشد . به همين جهت بود كه آن حضرت بعضى از اشخاص معلوم الحال را كه از بيعت با او تخلف كرده بودند ، كمترين تعقيب ننموده حتى اندك آسيبى به حقوق فردى و اجتماعى آنان وارد نياورد . 3 - جوامع امروزى دليلى براى لزوم بيعت ( پيمان مقدس ) نمىبينند ممكن است در اين مبحث اعتراضى به نظر خوانندگان محترم برسد كه اگر چنين پيمانى از نظر مصالح اجتماعى ضرورى بود ، مىبايست آن را يكى از اصول بنيادين حيات جمعى تلقى نموده عملا آن را مراعات نمايند ، در صورتى كه در ساير جوامع مخصوصا در دوران معاصر نه تنها ضرورتى براى پيمان مزبور ديده نمىشود ، بلكه ذهن انسان امروز مطرح كردن آن را بىمعنى و پوچ تلقى مىكند . پاسخ اين اعتراض با نظر به قوانين و روش رهبرى امروزى كاملا روشن است . براى توضيح اين پاسخ مىتوان دو مسئلهء زير را در نظر گرفت : يك - امروزه رأى گيرى براى رهبر و قانونگذاران نوعى از بيعت است كه رأى دهندگان با ادّعاى آزادى و اختيار ، حق تعيين مسير حيات مادى و معنوى خويش را به شخصى كه انتخاب مىكنند ، واگذار مىنمايند . بنا بر اين ، اصل پديدهء بيعت كه اعطاى حق تعيين مسير سرنوشت است ، در شكل رأى گيرى پا برجا و در جريان است . و اين پديده مادامى كه مالكيت و تسلط هر فردى از انسان به خويشتن در بارهء تعيين مسير سرنوشت ، مسلم تلقى شود ، ثابت و مورد پذيرش خواهد بود . دو - تفاوت بسيار مهمّى كه پيمان امروزى با بيعت اسلامى دارد ، در انگيزه و هدفى است كه دو نوع تعهد مزبور را ايجاب مىكند . براى روشن شدن اين تفاوت ، بايستى انگيزه و هدف هر يك از دو نوع تعهد را كه ضمنا ماهيت آن دو را هم توضيح مىدهد ، در نظر بگيريم :